تبليغاتX
پان ایرانیست اورمیه پان ایرانیست ارومیه -
کوروش کبیر پیامبر ایران..ما هیچ رسولی در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم(سوره ابراهیم آیه 48)

آخرین فرصت تاریخی بازپس گیری دریای مازندران

مجتبی عابدینی

                  

حضور در این انتخابات و هر مهری که در شناسنامه ی ایرانیان بخورد شانس باز پس گیری دریای مازندران را سخت تر و سخت تر می کند. در واقع شرکت در انتخابات شرکت در خیانت ملی خواهد بود. پس بسیار ضروری است که از شرکت در این انتخابات بوِیژه پرهیز شود. تا زمانی که سایه ی شوم این حکومت ضد ایرانی از خاک پاک وطن رخت بر بندد و فرزندان ایرانزمین در کارزار بزرگ باز پس گیری حقوق پایمال شده ی ملی، خیانت های گذشتگان را لعن و نفرین ننمایند.

**************
در نظام های دموکراتیک حکومت و دولت مدافع منافع ملی می باشند اما در نظام های دیکتاتوری از منافع ملی تنها برای پرداخت هزینه های بقای حکومت استفاده می شود. سالهاست که منافع ملی ایران؛ شامل منابع اقلیمی و انسانی تا نهاد های مدنی ، اعتبار های مالی و میراث فرهنگی در طول حیات حکومت آخوندی به طرز وحشتناکی در معرض نابودی و چپاول قرار گرفته اند. که متأسفانه در مواردی این آسیب ها هرگز قابل جبران نمی باشند. اما عظیم ترین و بارز ترین فاجعه ازین دست، واگذاری حق ملت ایران در مالکیت 50 درصدی بر دریای مازندران می باشد. و اکنون در آستانه ی انتخابات مجلس هشتم، فرصت تاریخی و غیر قابل بازگشتی فراهم آمده که ملت ایران با مدنی ترین و کم هزینه ترین روش حق مالکیت خود بر سهم 50 درصدی دریای مازندران را باز پس بگیرد. در شرایط سرکوب کنونی امکان اعتراض و مختومه کردن این فاجعه ی ننگین وجود ندارد و در آینده نیز جامعه ی جهانی از ما نخواهد پذیرفت که مثلا سال ها بعد بخواهیم این قرارداد ننگین را ملغی کنیم و اگر هم بتوانیم هزینه های بسیار گرانی را ناچار خواهیم بود که بپردازیم. پس با استفاده ی هوشمندانه از فرصت قانونی که با تحریم انتخابات فراهم می شود، برای باز پس گیری حق ملت اقدام نماییم. هر چند سخن از تحریم انتخابات است اما این تحریم از نوعی دیگر است. لازم است پیش از پرداختن و تشریح این حرکت ملی نکاتی را مرور نماییم.

سنت های انتخاباتی در کشور های مترقی پیش از آنکه یک تعارف سیاسی باشد، الزام آور و وظایف حقوقی گسترده ای را نیز در بر دارند. با اینکه رقابت های انتخاباتی در این گونه نظام های سیاسی، سخت و پر التهاب که گاهی تا مرز پرخاشگری و یا افشاگری - وحتی اتهام زنی - نیز به پیش می رود، باز هم خط قرمز ها همانا رعایت اصول دموکراتیک و حفاظت از منافع ملی می باشد. که البته همواره توسط نگاه تیز بین جامعه ( رسانه ها و مطبوعات مستقل) از آن پاسداری می شود.


دراین گونه نظام های سیاسی در روز شمارش آرا زمانی که پیروزی یکی از نامزد ها بر سایر رقبا محرزشود، بلافاصله بازندگان پیام تبریک برای کاندیدای پیروز می فرستند و اعلام می کنند که علیرغم شکست به اصلاح مواضع خود خواهند پرداخت وحضور خود را برای پیشبرد منافع ملی و موفقیت کشور ادامه خواهند داد. از طرفی نیز کاندیدای پیروز در اولین سخنرانی ضمن تشکر از کسانی که به او رأی داده اند، خود را مدافع حقوق همه ملت ومتعهد به پاسبانی از منافع ملی و اصول دموکراتیک می داند و اعلام می کند برای تحقق وعده های انتخاباتی خود از همه نیروهای سیاسی استفاده خواهد نمود.

و اما درنظام های دیکتاتوری و حکومت های واپسگرایی نظیرحکومت آخوندی در ایران داستان به گونه ای دیگر است. سنت های انتخاباتی هم پایه با شأن حکومت، بسیار مبتذل و سخیف هستند. در واقع انتخابات در مرحله نخست با گزینش عده ای خاص توسط حکومت انجام می پذیرد و تنها مرحله ی نهایی و تشریفاتی انتخابات به مردم واگذار می شود. رقابت انتخاباتی در اینجا یک مبارزه ی بی رحمانه و بی اخلاق برای تصاحب خوان یغما می باشد و هر کاندیدایی که درین جنگل شیر باشد پیروز خواهد بود. در اینجا کاندیدا ها سرسپردگی بیشتر خود به ولایت فقیه و حافظ نظام بودنشان را فضیلت خود بر دیگری بر می شمارند.

در پایان هر انتخابات کلیه پایانه های رسمی حکومتی و احزاب سیاسی رژیم جمله ای را چون ترجیع بند چندش آوری تکرار می کنند :

" صرف نظر از اینکه مردم چه کسی را انتخاب کرده اند حضور مردم در انتخابات تأیید مشروعیت نظام می باشد"

و در واقع این جمله یکی از معدود نکاتی است که همه ی عوامل رژیم تام وتمام بر سر آن توافق دارند. و به همین جهت است که علیرغم اینکه رقابت های انتخاباتی در رژیم آخوندی بی رحمانه، بی اخلاق و فرمایشی است با این حال قهر کردن و کنار کشیدن جناحی از رژیم به زعم آنان گناهی نابخشودنی محسوب می گردد. چرا که می تواند خطری را متوجه به اصل نظام و مشروعیت آن کند. وهمیشه جناحی که قربانی این رقابتهای ناسالم می شود ، چنان خود را دلسوز نظام می نمایاند که علیرغم اینکه اعتبار سیاسیش را خدشه دار می کنند، اما با فداکاری حضورش را ادامه می هد تا بدینوسیله سر سپردگی خود را به نظام به نمایش بگذارد و با گرم کردن تنورانتخاباتی زمینه را برای مشارکت بیشتر و به دنبال آن مشروعیت بیشتر نظام را فراهم آورد .

در جوامع دموکراتیک مردم برای اعمال نظر خود امکانات و ابزار فراوانی در اختیار دارند از قبیل رسانه ها و مطبوعات مستقل تا احزاب و نهاد های مدنی شامل سندیکا ها وغیره، که می توانند در زمان های بعد از انتخابات نیز بر سیاست های دولت تأثیر گذار شوند. اما در حکومت هایی که منفذهای سیاسی بسته است و امکان حضور و فعالیت احزاب و مطبوعات مستقل و نهاد های مدنی وجود ندارد ، انتخابات تبدیل به تنها فرصت برای تأثیر گذاری مطالبات مردمی می شود و به همین جهت انتخابات حساس تر می شود طوریکه نا گزیر از مرحله ی تأثیر گذاری بر سیاست های دولت فرا تر رفته و تبدیل به سنجش اصل حاکمیت می گردد. بنا براین عقلای نظام حاکم بر ایران با درک این خطر، همواره با ساختن نهاد های مدنی جعلی و اپوزوسیون درون حکومتی از این رویارویی مستقیم نظام و مردم، خود را رهانیده اند. در واقع هرانتخاباتی که رژیم ایران برگزار نموده بحرانی بالقوه جدی بوده است که به دلیل فرصت سوزیها و نا هماهنگی و عدم لیاقت اپوزوسیون، حکومت به خیرو سلامت از آن عبور کرده است.

بنا بر این امروز در اولین نقطه ای که پس از فاجعه ی ننگین واگذاری حق مالکیت ملت ایران بر سهم 50 درصدی دریای مازندران، حضور در انتخابات - به هر نحوی و با هر توجیهی - تنها منجر به مشروعیت بخشی به رژیم حاکم بر ایران نخواهد بود، بلکه مهر تأییدی بر آخرین تصمیم ها و قوانین و قراردادهای بسته شده توسط رژیم خواهد بود که البته این شامل تأیید فاجعه ی ننگین دریای مازندران نیز می باشد و در آینده، جامعه ی جهانی اعتراض ملت ایران را نخواهند پذیرفت و دادگاههای عالیه بین المللی به میزان مشارکت در این انتخابات استناد خواهند نمود.

هموطنان حضور در این انتخابات و هر مهری که در شناسنامه ی ایرانیان بخورد شانس باز پس گیری دریای مازندران را سخت تر و سخت تر می کند. در واقع شرکت در انتخابات شرکت در خیانت ملی خواهد بود. پس بسیار ضروری است که از شرکت در این انتخابات بوِیژه پرهیز شود. تا زمانی که سایه ی شوم این حکومت ضد ایرانی از خاک پاک وطن رخت بر بندد و فرزندان ایرانزمین در کارزار بزرگ باز پس گیری حقوق پایمال شده ی ملی، خیانت های گذشتگان را لعن و نفرین ننمایند.

خداوند نگهدار ایران باد

 

+ نوشته شده در  جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 3:49  توسط سینتیا سرگیز  |