|
کوروش کبیر پیامبر ایران..ما هیچ رسولی در میان قومی نفرستادیم مگر به زبان آن قوم(سوره ابراهیم آیه 48)
|

انتخابات نمایشی را برگزار کردند و غریو شادی سر دادند که پیروز شدند و ادعا کردند که ملت از این انتخابات فرمایشی به گرمی و در ابعاد گسترده استقبال کرده و با استناد به همین گزارش دروغین ادعا کردند که مردم از رژیم حمایت می کنند و خودشان هم خوب می دانند که تا چه حد دروغ می گویند و گزارشهای نادرست در اختیار مردم قرار می دهند.
از یک سو بیشترین تلاش را کردند که افرادی را تائید صلاحیت کنند که در خط جناح تندرو و ماجراجو و فتنه طلب رژیم باشند و آنانی که شیوه ای انتقادی دارند و حتی سانتیمتری خارج از خط جناح حاکم حرکت می کنند بخت پیروزی را از دست بدهند و از سوی دیگر ادعا کردند که مردم در شماری بیسابقه به پای صندوق های رای گیری رفته و نامزدهای توصیه شده از جانب حکومت را مورد تائید قرار داده اند.
بیشترین تلاش تبلیغاتی را کردند که مردم را با وعده های دروغین و امیدهای واهی به پای صندوق اخذ رای بکشانند. ولی خودشان خوب می دانند که درصد رای دهندگان از هر دور دیگر انتخابات به هر عنوانی و به هر خاطری بوده، این بار بسیار پائین تر بود. برای چه مردم بروند و رای دهند، هنگامی که هیچ بختی باقی نگذاشتند افرادی وارد مجلس شوند که شاید بتوانند تغییری و تحولی ایجاد کنند و یا به اصلاحی دست بزنند؟
برای آن که مردم را به پای صندوق های رای گیری بکشانند، در رسانه های همگانی خود دوباره به یاد ملت و منافع ملی افتادند و ترانه های میهنی پخش کردند و شعارهای وطنی دادند و برای یک روز- اسلام را کنار گذاشتند و ایران را پیش کشیدند.
در روز انتخابات، حتی ترانه های قومی پخش کردند- آهنگها و تصنیف هائی به زبان آذری، کردی، بلوچ و دیگر زبانهای اقلیت های قومی در ایران شنیدیم. یک روز (تنها یک روز) فضای سیاسی را باز کردند تا مردم نفس راحتی بکشند و سرکوب و فشار و اختناق را برای ساعاتی فراموش کنند و به پای صندوق های رای گیری بروند و به گفته آنان، «واجب دینی» خود را اجرا کنند.
تا چند روز دیگر مردم اسرائیل و یهودیان جهان عید باستانی «پوریم» را جشن می گیرند. «پوریم» که یادگار دوران شکوفائی روابط دو ملت ایران و یهود است، شادترین عید یهودیان محسوب می شود و با برگزاری کارناوال نیز همراه است – و کودکان اسرائیلی ترانه ای می خوانند که در آن گفته شده: پوریم شادترین عید است – ایکاش هر روز پوریم بود. به همان شیوه می توان گفت: ایکاش هر روز در ایران انتخابات می شد.
احمدی نژاد ادعا کرده بود که حکومت در ایران آنقدر دموکرات و مردم سالار است که در 29 سال فرمانروائی دینی، هر سال انتخابات برگزار شده است. شاید راست بگوید، ولی کجای آن انتخابات بوده است؟ انتصاباتی است که به حساب شهروندان می نویسند تا دنیا را فریب دهند و ادعا کنند که از پایگاه مردمی برخوردار هستند و ملت را هم به این تصور باطل بکشانند که حکومت برای حرف آنان، خواسته آنان و رای شان ارزشی قائل است.
ولی کیست که این ترفند را باور کند و حرف حکومت را بپذیرد؟
گیریم که این انتخابات آزاد بود و همه 290 نفر راه یافتگان به آن وطن پرستان و ملی گرایانی بودند که آزادی را باور داشتند و منافع ایران و مصالح ملت ایران را بر هر چیز دیگری برتری می دادند. ولی حتی آنان، با ورود به این مجلس نمایشی، چه دسته گلی قادر بودند به سر مردم ایران بزنند؟ مجلس از کدام اختیارات واقعی برخوردار است که بتواند منشاء اثر و مرجع تغییر و دگرگونی باشد؟
در مجلس هفتم، دست کم 50 نماینده به گفته خودشان "اصلاح طلب" وجود داشت. آیا آنها یک بار، تنها یک بار، جرات کردند بر سیاست های دولت احمدی نژاد و سخنان فتنه جویانه او خط بطلان بکشند؟ آیا حتی جرات کردند با لایحه بودجه او که برای اقتصاد فردای ایران مصیبت بار است مخالفت ورزند و به صراحت از آن انتقاد کنند؟ مجلس ششم را نمونه بگیرید که در آن شمار به گفته خودشان "اصلاح طلبان" سه چندان بود و حکومت را هم حجت الاسلامی به دست داشت که از گفتگوی تمدنها پشتیبانی می کرد. آیا مجلس ششم توانست حتی یک قانون اصلاح طلبانه و خارج از چارچوب سیاست ها و آرمانهای ماجراجویانه رژیم تصویب کند؟
آیا از یاد نبرده اند که حتی وقتی خواستند قانون مطبوعات را تصویب کنند، چگونه آیت الله خامنه ای دخالت کرد و دستور داد آن را فراموش کنند و رئیس مجلس از این اقدام رهبر حکومت که نشان آشکار استبداد و خودکامگی است جانبداری کرد و موضوع منتفی شد؟
باز هم فرض کنیم که در مجلس هشتم (که انتخابات آن روز گذشته برگزار شد)، 290 نماینده برگزیده شدند که در وطن پرستی و آرمانهای اصلاح طلبانه و ترقی خواهانه آنان هیچگونه تردیدی نتواند بود. باز هم فرض کنیم که این نمایندگان بهترین، پیشرفته ترین و آزادی خواهانه ترین قوانین را هم تصویب کنند- آیا چنین قانونی بخت تائید از جانب شورای نگهبان را می تواند داشته باشد، و یا مانند همه قوانین ترقی خواهانه دیگر با مهر باطل شورای نگهبان روبرو می گردد و اعتبار قانونی نمی یابد؟
باز هم فرض کنیم که شورای نگهبان نیز معجزه وار به یک نهاد مترقی و آزادیخواه مبدل می گردید که آن قانون را تصویب می کرد- آیا کوچکترین امیدی بود که دولت احمدی نژاد آن را به مرحله اجرا بگذارد؟
چه کسی را می خواهند با این بازی فرمایشی موسوم به «انتخابات» فریب دهند؟
آیا از یاد برده اند که احمدی نژاد چگونه به مجلس هفتم بی اعتنائی می کرد و از تحقیر نمایندگان آن بیمی نداشت؟
از یادشان رفته است که احمدی نژاد سخنان نمایندگان و تصمیمات و خواسته های آنان را نادیده می گرفت و حتی نمایندگان مجلس هفتم را آدم ندانست که یک لایحه بودجه مشروح و مفصل – آن گونه که درگذشته در ایران مرسوم بوده و دهها سال است که در بسیاری از کشورهای جهان مرسوم است- به مجلس ارائه کند؟
همین یک نهادی را هم که برخی از نمایندگانش می توانستند هر از چند گاهی سخنی در انتقاد از دولت و عملکرد او بگویند تحمل نکردند و می خواهند خفقان کامل در ایران برپا کنند.
در حالی که آیت الله خمینی به نعل و به میخ می کوبید و دو جناح حکومتی را در کنار هم پشتیبانی می کرد و نوعی رقابت آزاد را در داخل حکومت برمی تافت، از روزی که آیت الله خامنه ای جانشین گردید، و به ویژه از هنگامی که احمدی نژاد به مقام ریاست جمهوری رسیده، تلاششان آن است که همه چیز را یک دست کنند: و یک صدا- نه بیشتر!
از این یک رنگ کردن حکومت چه مقصودی دارند؟ چه ترفند هائی تدارک دیده اند؟ برای ملت ایران چه آشی پخته اند؟ چه توطئه هائی در راه است؟
بی تردید یکی از هدف های فوری آن است که از هم اکنون زمینه برای گزینش احمدی نژاد به دور دیگر ریاست جمهوری هموار شود. او تا آن هنگام یک سال وقت دارد و در این مدت باید پایه های قدرت خود را باز هم مستحکم تر کند.
احمدی نژاد انسان کم خواهی نیست. او زیاده می خواهد. در حالی که کسی حق مقام رهبر سیاسی او را نمی پذیرد، آرزویش آن است که به مقام روحانی و معنوی برسد و پای تو کفش آیت الله ها بکند. ولی به آنهم بسنده نمی کند. اشتهایش بسیار بیشتر است. می خواهد امام یازده و نیم شود، که بعد از امام یازدهم، آمدن امام دوازدهم را مژده بدهد. یکی از معاونان او می گوید: همانگونه که غیبت امام زمان (مهدی موعود) غیبت صغری و کبری داشت، ظهور او نیز صغری و کبری دارد و احمدی نژاد ظهور صغری امام زمان محسوب می شود که بشارت دهنده ظهور کبرای مهدی موعود می باشد!
اینها شوخی نیست. سخنانی که معاون رئیس جمهوری بیان کرده تکمیل کننده همان هاله نور و همان نامه فرستادن های احمدی نژاد به سران کشورها به تقلید از حضرت محمد است که آنان را به پذیرش اسلام فرا می خواند.
از امروز ببعد در ایران چه خواهد شد؟
برخی تحلیل گران بر این باورند که وقتی مجلس یکدست شود، آسان تر می توان سیاست ضد آمریکائی را باطل کرد و به بهانه ای با شیطان بزرگ وارد گفتگو و شاید معامله شد. پرزیدنت بوش ژنرال فالون را برکنار کرده که این ممکن است نشان آن باشد که شاید هنوز قصد حمله نظامی به تاسیسات اتمی ایران را دارد. فشار بین المللی و تحریم های شورای امنیت هر روز اثرگذار تر می شود و اقتصاد ایران در آستانه ورشکستگی و فروپاشی قرار دارد و شاید چاره ای نباشد جز آنکه حکومت ناچار شود با آمریکا سازش کند- و در چنین صورتی به یک مجلس یک دست و همنوا نیاز دارد.
ولی احتمال دیگری نیز مطرح است و آن این سناریوی دهشتناک است که با پایان انتخابات مجلس هشتم، جناح پرقدرت سپاه پاسداران (که اخیرا بنیاد بسیچ را نیز رسما در درون خود بلعیده است) کاملا بر کشور و امور سیاسی و نظامی آن و بودجه های کلان و درآمد نفت مسلط گردد و تمام توان مالی کشور را در راه ادامه موشک سازی و تولید بمب هسته ای و ماجراجوئی در منطقه و جهان به کار گیرد- که آنگاه دنیا ممکن است با فاجعه ای مصیبت بار روبرو شود.
احمدی نژاد قول داده بود که تا دو سال دیگر امام زمان ظهور خواهد کرد- به ویژه آنکه مجتمع جمکران و هتل آن تکمیل شده و آماده پذیرائی است.
تا آن هنگام تنها یک سال باقی مانده است. زمان می گذرد و جناح منتظران ظهور آن حضرت بی تابی می کند.
اورشلیم: 15ر3ر2008